خسته ام
خستهام از اين کوير، این کوير کور و پير
اين هبوط بیدليل، اين سقوط ناگزير
آسمان بیهدف، بادهای بیطرف
ابرهای سر به راه، بيدهای سر به زير
ای نظارهی شگفت، ای نگاه ناگهان!
ای هماره در نظر، ای هنوز بینظير!
آيه آيهات صريح، سوره سورهات فصيح!
مثل خطی از هبوط، مثل سطری از کوير
مثل شعر ناگهان، مثل گريه بیامان
مثل لحظههای وحی، اجتناب ناپذير
ای مسافر غريب، در ديار خويشتن
با تو آشنا شدم، با تو در همين مسير!
از کوير سوت و کور، تا مرا صدا زدی
ديدمت ولی چه دور! ديدمت ولی چه دير!
اين تويی در آن طرف، پشت ميلهها رها
اين منم در اين طرف، پشت ميلهها اسير
دست خستهی مرا، مثل کودکی بگير
با خودت مرا ببر، خستهام از اين کوير!
(استاد قیصر امین پور)ازوبلاگ عارف وقت
دوستان عزیز