تبليغاتX
زادگاهم بنار آبشیرین
    1. لقمان حكیم، غلام سیاهی بود كه در سرزمین سودان چشم به جهان گشود. گرچه او چهره ای سیاه و نازیبا داشت، ولی از دلی روشن، فكری باز و ایمانی استوار برخوردار بود. او كه در آغاز جوانی برده ای مملوك بود، به دلیل نبوغ عجیب و حكمت وسیعش آزاد شد و هر روز مقامش اوج گرفت تا شهره ی آفاق شد. او مردی امین بود، چشم از حرام فرو می بست، از ادای حرف ناسزا و بی مورد پرهیز می كرد و هیچگاه دامن خود را به گناه نیالود و همواره در امور زندگی شرط عفت و اخلاص را رعایت می كرد. بیشتر وقت خود را در همنشینی با فقها و دانشمندان و پادشاهان می گذراند و مسئولیت خطیر آنها را گوشزد می كرد و آنها را از كبر و غرور برحذر می داشت و خود نیز از احوال ایشان عبرت می گرفت و در این میان فرزند برومند لقمان كه نظر پدر را به خود معطوف داشته بود، بیشتر مورد خطاب او قرار می گرفت. هرچند نصایح لقمان بیشتر جنبه عمومی داشت و سعی لقمان بر این بود كه در مناسبت های مختلف فرزندش و همچنین سایر مردم را پند و اندرز دهد كه در این رابطه گوشه ای از این پندها را در این ایمیل مرور می كنیم :

      ۱. فرزندم هیچ كس و هیچ چیز را با خداوند شریك مكن.

      ۲. با پدر و مادرت بهترین رفتار را داشته باش.

      ۳. بدان كه هیچ چیز از خداوند پنهان نمی ماند.

      ۴. نماز را آنگونه كه شایسته است بپادار.

      ۵. اندرز و نصیحت دیگران را فراموش مكن.

      ۶. از بدان انتظار مردانگی و نیكی نداشته باش.

      ۷. از مردم روی مگردان و با آنها بی اعتنا مباش.

      ۸. با غرور و تكبر با دیگران رفتار مكن.

      ۹. در مقابل پیش آمدها شكیبا باش.

      ۱۰. بر سر دیگران فریاد مكش و آرام سخن بگو.

      ۱۱. از طریق اسماء و صفات خداوند او را بخوبی بشناس.

      ۱۲. به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل كن.

      ۱۳. سخن به اندازه بگو.

      ۱۴. حق دیگران را به خوبی ادا كن.

      ۱۵. راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار.

      ۱۶. به هنگام سختی دوست را آزمایش كن.

      ۱۷. با سود و زیان دوست را امتحان كن.

      ۱۸. با بدان و جاهلان همنشینی مكن.

      ۱۹. با اندیشمندان و عالمان همراه باش.

      ۲۰. در كسب و كار نیك جدّی باش.

      ۲۱. بر كوته فكران و ضعیف عنصران اعتماد مكن.

      ۲۲. با عاقلان ایماندار مدام مشورت كن.

      ۲۳. سخن سنجیدۀ همراه با دلیل را بیان كن.

      ۲۴. روزهای جوانی را غنیمت بدان.

      ۲۵. هم مرد دنیا و هم مرد آخرت باش.

      ۲۶. یاران و آشنایان را احترام كن.

      ۲۷. با دوست و دشمن، خوش اخلاق باش.

      ۲۸. وجود پدر و مادر را غنیمت بشمار.

      ۲۹. معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار.

      ۳۰. كمتر از درآمدی كه داری خرج كن.

      ۳۱. در همۀ امور میانه رو باش.

      ۳۲. گذشت و جوانمردی را پیشه كن.

      ۳۳. هر چه كه می توانی با مهمان مهربان باش.

      ۳۴. در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار.

      ۳۵. بهداشت و نظافت را هیچگاه فراموش مكن.

      ۳۶. هیچگاه دوستان و هم كیشان خود را ترك مكن.

      ۳۷. فرزندانت را دانش و دینداری بیاموز.

      ۳۸. سواركاری و تیراندازی و ... را فراگیر.

      ۳۹. در هر كاری از دست و پای راست آغاز كن.

      ۴۰. با هر كس به اندازۀ درك او سخن بگو.

      ۴۱. به هنگام سخن متین و آرام باش.

      ۴۲. به كم گفتن و كم خوردن و كم خوابیدن خود را عادت بده.

      ۴۳. آنچه را كه برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند.

      ۴۴. هر كاری را با آگاهی و استادی انجام بده.

      ۴۵. نا آموخته استادی مكن.

      ۴۶. با ضعیفان و كودكان سرّ خود را در میان نگذار.

      ۴۷. چشم به راه كمك و یاری دیگران مباش.

      ۴۸. از بدان انتظار مردانگی و نیكی نداشته باش.

      ۴۹. هیچ كاری را پیش از اندیشه و تدبر انجام مده.

      ۵۰. كار ناكره را كرده خود مدان.
      ۵۱. كار امروز را به فردا مینداز.

      ۵۲. با بزرگتر از خود مزاح مكن.

      ۵۳. با بزرگان سخن طولانی مگو.

      ۵۴. كاری مكن كه جاهلان با تو جرأت گستاخی پیدا كنند.

      ۵۵. محتاجان را از مال خود محروم مگردان.

      ۵۶. دعوا و دشمنی گذشته را دوباره زنده مكن.

      ۵۷. كار خوب دیگران را كار خود نشان مده.

      ۵۸. مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده.

      ۵۹. با خویشاوندان قطع خویشاوندی مكن.

      ۶۰. هیچگاه پاكان و پرهیزكاران را غیبت مكن.

      ۶۱. خودخواه و متكبر مباش.

      ۶۲. در حضور ایستادگان منشین.

      ۶۳. در حضور دیگران دندان پاك مكن.

      64. به هنگام خمیازه دست بر دهان خویش بگذار.

      65. حالت خستگی را در حضور دیگران ظاهر مكن.

       66. كلام جدی را با مزاح آمیخته مكن.
       67. خود را با ستم سلاطین شریك مگردان.
       68. بجز در حق و راستی بندگان خدا را بندگی و فرمانبری مكن.

       ۶۹. هیچكس را پیش دیگران خجل و رسوا مكن.

       ۷۰. با چشم و ابرو با دیگران سخن مگو.

       ۷۱. سخن گفته شده را تكرار مكن.

       ۷۲. از شوخی و مزاح خود كمتر كن.

       ۷۳. از خود و خویشاوندان نزد دیگران تعریف مكن.


 74. اگر بهشت را می طلبی از فساد و ستم و گردن كشی پرهیز كن.

 75. سرچشمه ی زشتی ها را دنیا پرستی و مستی و نادانی بدان.

 ۷۶. حرمت هر كس را در حد خود نگاه دار.

 ۷۷. در بد كاری با اقوام و دوستان همكاری مكن.

 ۷۸. از مردگان به نیكی یاد كن.

 ۷۹. از خصومت و جنگ افروزی جدّا پرهیز كن.

 ۸۰. با چشم احترام به كار دیگران نگاه كن.

 ۸۱. نان خود را بر سفره ی دیگران مخور.

 ۸۲. در هیچ كاری شتاب مكن.

 ۸۳. برای جمع آوری بیش از حد مال و ثروت حرص مخور.

 ۸۴. به هنگاه خشم شكیبا باش و سخن سنجیده بگو.

 ۸۵. از پیش دیگران غذا و میوه بر مدار.

 ۸۶. در راه رفتن از بزرگان پیشی مگیر.

 ۸۷. سخن و كلام دیگران را قطع مكن.

 ۸۸. به هنگام راه رفتن جز به ضرورت چپ و راست خود را نگاه مكن.

 ۸۹. در حضور مهمان بر كسی خشم مگیر.

 ۹۰. مهمان را به هیچ كاری دستور مده.

 ۹۱. با دیوانه و مست سخن مگو.

 ۹۲. برای كسب سود و دوری از زیان آبروی خود را مریز.

 ۹۳. در كار دیگران كنجكاوی و جاسوسی مكن.

 ۹۴. در اصلاح میان مردم هیچ گاه كوتاهی مكن.

 ۹۵. ادب و تواضع را هیچگاه فراموش مكن.

 ۹۶. با خداوند صادق و با مردم با انصاف باش.

 ۹۷. بر آرزو ها و خواسته های خود غالب باش.

 ۹۸. خدمتكاری بزرگان و همكاری با مستمندان را فراموش مكن.

 ۹۹. با بزرگان با ادب و با كودكان مهربان باش.

 ۱۰۰. با دشمنان مدارا كن و در مقابل جاهلان خاموش باش.

 ۱۰۱. در مال و مقام دیگران طمع مكن.

 ۱۰۲. از رفت و آمد و مال و مرام و مسلك خویش كمتر بگو.

 ۱۰۳. بجز خداوند هیچ كس و هیچ چیز را فرمانروا و فریادرس خویش مشمار.

 ۱۰۴. عمر و روزی با حساب و كتاب است، پس مترس و طمع مكن.

 ۱۰۵. عمر را برای عمل و عبادت و پاكی و پرهیزكاری غنیمت بدان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 7:29  توسط احمد  | 

اوایل سال 67جزیره خارک باجمعی ازدوستان درمنزل 366 شرکتی  شب نشینی نشسته بودیم  صدای آژیر وضعیت قرمز بلند شد همگی بلند شدیم وبطرف سنگر دویدیم آژیر وضعیت قرمز  مدام .به منزله حمله هوایی صدردصد بود بهرجهت دقایقی طول نکشیدکه غرش ضدهواییها اسمان خارگ راگلگون نمودند هواپیما های عراقی که نتواستند از دیواره آتش ایجاد شده توسط ضد هوائیها نفوذ کنند باریختن بمبهایشان درخشکی ودریا منطقه راترک نمودندوبعداز اعلام وضعیت سفید به اتاق برگشتیم (لازم به ذکر است که خارک درطول هشت سال دفاع مقدس 2834بار مورد حمله قرارگرفت) فکری بسرم زد وبه بچه ها آقایان غلامحسین جعفری /علیرضا اردم / سید یوسف حسینی مقدم / سیدمنصور جعفری  /نصرالله علی پورگفتم ماتوی خارک فقط حمله روزانه هوایی رودیده ایم بیاین بریم جبهه لااقل وقتی فرزندانمون بزرگ شدند براشون تعریف کنیم نه اینکه بچه های دیگه توی مدرسه و... از خاطرات جبهه باباشون تعریف کنند انوقت بچه های ما خجالت بکشند بااین حربه .همگی راضی شدند فردای انروز که به اداره رفتیم رفتم دفتر رییس وقت جناب آقای واعظ وموضوع رابه ایشون گفتم اتفاقا گفت اگه شما میخواهید برید من هم میام خودش ترتیب کارهاراداد وبسیج خارک ثبت نام شدیم دوروزبعد توسط هواپیمای بیست نفره to(تیو) رفتیم آغاجاری واونجاهم با یکدستگاه اتوبوس رفتیم جراحی ناوتیپ امیر المومنین(ع) سازماندهی شدیم همه خارکیها دریک گروهان وگردان خط شکن ابوالفضل عباس(ع) تجهیز شدیم وعصر همانروز بااتوبوسهای گل اندودبطرف شلمچه حرکت کردیم ماکه منطقه برامون تازگی داشت حریصانه از پنجره اتوبوس بیرون رادید میزدیم بهر جهت رسیدیم به یک رودخانه خروشان وپلهای شناور اخرین اتوبوس داشت از پل می گذشت که پل توسط هواپیمای عراقی مورد حمله قرارگرفت خوشبختانه اتوبوس بسلامت اومد همگی پشت خاکریزها مستقر شدیم صدای زوزه گلوله ها وخمپاره ها ثانیه ای قطع نمیشد .شب همونجا زمین گیر شدیم نیمه های شب آ تشباری بیش از حد .انفجار خمپاره ها و... شروع شدفرمانده دستورداد که برگردیم به خاکریز پشت سرمون وقتی رسیدیم به خاکریزهمگی درازکش خوابیدیم  لحظه ای گلوله باران قطع نمیشدنصرالله علیپور امدادگربود کنار من خوابیده بود .سمت چپ منهم واعظ وجعفری بودند دران تاریکی گفتم نصرالله چرابرانکارد رو رو خودت انداختی گفت میخوام ترکش بهم نخورد چند لحظه بعد همزمان باانفجار یک خمپار ه درنزدیکی خودمان باکلوخ زدم رو شکم نصرالله که داد فریادش بلند شد وحشت زده میگفت زخمی شدم زخمی شدم خودش امداد گر بود صدای امداد گر میزد نصرالله باواعظ فامیل بودند خودشو انداخت کنار نصرالله وگفت کجات زخمی شده هرچی گشتند چیزی ندیدند من که خنده ام گرفته بود واعظ فهمید وگفت خدا لعنتت کند اینجاهم دست نمیکشی بهرجهت صبح شد ووقتی دیدم کنار چه خوابیده بودیم سجده شکرنموده باورکنید صدها صندوق مهمات که برای عملیات اماده کرده بودند اونجا بود . صدای ماشینی اومد دیدم امبولانسه وقتی وارد خاکریز شد پیاده که شدند شناختیمشون اقایان رحمان شاکر .روابط عمومی وماه ثانی .امور مالی وازهمکاران بودند که قبل از ما به جبهه امده بودند وقتی دیدمشان گفتم این چه سرووضعیه که براخودتون درست کردین گفتند مگه چیه صورتتون چرا سیاهه گفتند مگه تودیشب اینجانبودی چه غوغایی بود برو خودتو نگاه کن منم توی اینه ماشین نگاه کردم دیدیم دست کمی ازاونا ندارم بهر جهت حوالی ظهر داشتند اماده مون میکردن برا عملیات که اعلام نمودند امام جمعه خارک به اتفاق رییس اموراداری اومدند دیدنتان مارا بصف کردند صف دوم من و علی اردم وجعفری  بودیم امام جمعه یکدانه لیمو میداد واقای قاسمی یکساعت کاسیو وقتی به ما رسید علی اردم به امام جمعه گفت به زبون محلی خودمون آغا والا می تونفیهمی کسیکه زحلش ترکسوو چی ترش سیش نخووه مو هنی مال دوش دس وپام هاسی میدکه او ری داسی بده نه لیمو میخی بکشیم  به قاسمی هم گفت ساعتت چمبارت گشت بیرش سی خوت غیره میخوا عراقی ری دسم درش بیاره بگذریم اعلام کردند که هرکس دوست دارد وصیت نامه بنویسد هرکسی جایی نشست و شروع کرد به نوشتن من که تمام کردم به غلام جعفری گفتم چرا نمینویسی به زبان محلی گفت خوت سیم بنویس گفتم چه بنویسم اسم یکی از بچه هاش علی بود گفت بنویس بوا .علی . از موبه تونصیحت ای گت واویدی پاته توای سرزمین نیل که موهف چیش خوم پشیمونم بهرجهت عراقیها چندتا تک زدند هی مارامیبردند جهت دفع تا اینکه قطعنامه پذیرفته شد وکمی راحت شدیم وبرگشتیم مارد.اونجا رسم بود وقتی غذا خورده میشد یکی شهردارمیشد وتمام کارها ی شتسو با اون بودیکروز نوبت علی اردم شد وقتی یغلبی وکاسه راجمع کرد وگذاشت توی تشت وبطرف رودخونه حرکت کرد  فاصله سنگر تارودخانه حدود 200 متر میشد سگ هارتواون منطقه زیاد بود من تفنگموبرداشتم  وباسرعت ازراه دیگه رفتم  پشت درختی جلو علی وصدای تند سگ دراوردم علی ظرفارو ریخت پابه فرار منم پشت سرش هی صدای سگ درمیوردم  نزدیکی سنگر  صداش زدم  ان موقع فهمید گفت احمدو دورت بگردم نه سی بچیل بگیا گفتم  پس برگرد ظرفاتوبشور گذاشمش چند  متری که رفت باز پشت سرش رفتم شروع کرد به جمع کردن ظرفها و حرکت کرد چند قدمی رفت نگاه اطرافش کرد یکی از کاسه هارا انداخت نخیر دیگری را وهمینطور منم طوریکه نبیند جعمشون کردم ومیرفتم وقتی رسید کنار اب  نشست شروع کرد به شستن  گفتم علی اینا را هم بشور گفت خدا توکجابیدی میخواستم کمتر بشه خدا غضوت کنه . بهرجهت ماموریت ما تمام شدو برج 5 .67 برگشتیم خارگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 7:55  توسط احمد  | 
علی علیه الاسلام درگله از اصحاب ، علل پیشرفت دشمنان وعقب افتادن یارانشان را چنین بیان داشتند:

سوگند به خدا می بینم که این قوم به زودی برشما چیره شوند بخاطر اجتماعی که آنان برباطل

 خود دارند وتفرقه ای که شمادرحق دارید،شمادرراه حق ازامام خودنافرمانی میکنید وآنان درراه

 باطل مطیع رهبر خویشند،آنان امانتدارندوشما خیانت میورزید وبه جهت اینکه آنان درشهرهای

 خود درستکارند وشما اهل فساد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 8:13  توسط احمد  | 
امروز بادوستانم نشسته بودیم وبازی ایران ولهستان رو تماشا میکردیم خیلی حرص خوردیم تااینکه ایران موفق شد درگیم پنجم برنده شود غوغا بپاکردن همان وشکستن شیشه میز همان  بعداز کلی جارو کردن وخاک وخل خوردن تازه یادم اومد که میبایست به جلسه اداری برسم دربین راه بدلیل سرعت زیاد علاوه بر بیست هزارتومان جریمه  بیست نمره منفی هم نوش جان کردم بالاخره به محل جلسه رسیدم رییس جلسه بدون اینکه جواب سلامم رابدهد گفت اومدی فاتحه خونی .جلسه  تمام شد اینجا هم بدبیاری اوردم گفتم حالا که تا اینجا اومدم برم از خود پرداز پول بگیرم کارتم رو که وارد خود پرداز کردم  در مانیتور خود پرداز نوشت کارت شما ظبط گردید به داخل شعبه مراجعه کنید رفتم داخل بانک مسئول خودپرداز رفته بود ماموریت کنگان نشان به این نشان که تا روز شنبه باید صبر کنم  خدا عاقبتمو بخیر کند
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 14:8  توسط احمد  | 
پنجم آذر سالروز تشکیل بسیج به فرمان بنيانگذار کبير انقلاب
اسلامي حضرت امام خمینی (ره) بر بسیجیان حسینی و عاشورائی مبارک باد
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 9:12  توسط احمد  | 

دفاع مقدس درخشان ترین جلوه مقاومت انقلاب اسلامی ایران است

امسال همزمانی  ایام دفاع مقدس بافرارسیدن بهار تعلیم وتربیت .نوید بخش تابش دوباره نور امید

وبالندگی است . گشایش دوباره مدرسه هادرهنگامه تجلی زیبای مهرومحبت رابه صاحبان خرد.اندیشه

وپویندگان طریق علم ومعنویت .بویژه فرهنگیان گرانقدر .دلسوز ومتعهد ودانش آموزان عزیز تبریک وتهنین عرض مینمایم وهمچنین یاد تمام شهدای عزیز فرهنگی ودانش آموز وعلی الخصوص شهدای بزرگوار بنارآبشیرین راگرامی داشته وبه روح والای ایشان درود وسلام می فرستم

                 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 9:16  توسط احمد  | 
روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت.
سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت .
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.
مورچه گفت : " ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند . خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم . خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد .
این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم وبه دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند ومن از دهان او خارج میشوم ."
سلیمان به مورچه گفت : (( وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟ ))
مورچه گفت آری او می گوید :
ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 14:10  توسط احمد  | 
 دو میمون روی شاخه درختی نشسته بودند و به غروب خورشید نگاه میکردند.
یکی از دیگری پرسید: چرا هنگام غروب رنگ آسمان تغییر میکند؟
میمون دوم گفت: اگر بخواهیم همه چیز را توضیح بدهیم، مجالی برای زندگی نمی ماند. گاهی اوقات باید بدون توضیح از واقعیتی که در اطرافت میبینی، لذت ببری.
میمون اول با ناراحتی گفت: تو فقط به دنبال لذت زندگی هستی و هیچ وقت نمی خواهی واقعیتها را با منطق بیان کنی.
در همین حال هزار پایی از کنار آنها میگذشت.
میمون دوم با دیدن هزار پا از او پرسید: هزار پا، تو چگونه این همه پا را با هماهنگی حرکت میدهی؟
هزارپا جواب داد: تا به امروز راجع به این موضوع فکر نکرده ام.
میمون دوم گفت: خوب فکر کن چون این میمون راجع به همه چیز توضیح منطقی میخواهد.
هزار پا نگاهی به پاهایش کرد و خواست توضیحی بدهد:
خوب اول این پا را حرکت میدهم، نه، نه. شاید اول این یکی را. باید اول بدنم را بچرخانم، ...
هزار پا مدتی سعی کرد تا توضیح مناسبی برای حرکت دادن پاهایش بیان کند.
ولی هرچه بیشتر سعی میکرد، ناموفقتر بود. پس با ناامیدی سعی کرد به راه خودش ادامه دهد، ولی متوجه شد که نمیتواند.
با ناراحتی گفت: ببین چه بلایی به سرم آوردید. آنقدر سعی کردم چگونگی حرکتم را توضیح دهم که راه رفتن یادم رفت.
میمون دوم به اولی گفت: میبینی! وقتی سعی میکنی همه چیز را توضیح دهی اینطور میشود.
پس دوباره به غروب آفتاب خیره شد تا از آن لذت ببرد.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 14:7  توسط احمد  | 
یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت . ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد.
ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد. وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت.
بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد!
ملا نصر الدین با خود گفت لعنت بر من که نمی دانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را از بین می برد.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 14:4  توسط احمد  | 

یك روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شكار بیرون رفتند.

همراهانش تیرو كمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را

روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیكانی دقیق تر و بهتر بود، چرا كه

می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند كه انسان نمی دید.

اما با وجود تمام شور و هیجان گروه، شكاری نكردند. چنگیزخان مایوس

به اردو برگشت، اما برای آنكه ناكامی اش باعث تضعیف روحیه ی

همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند..

بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیك بود خان از خستگی و

تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشكانده بود و

آبی پیدا نمی كرد، تا اینكه برحسب  معجزه!  رگه ی آبی دید كه از روی

سنگی جلویش جاری بود.

خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره ی كوچكش

را كه همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن جام مدت زیادی طول كشید،

اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیك كند، شاهین بال زد و جام را

از دست او بیرون انداخت.

چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم

تشنه اش بود. جام را برداشت، خاك را از آن زدود و دوباره پرش كرد.

اما جام تا نیمه پر نشده بود كه شاهین دوباره آن را پرت كرد و آبش را

بیرون ریخت.

چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید بگذارد كسی به

هیچ شكلی به او بی احترامی كند، چرا كه اگر كسی از دور این صحنه

را می دید، بعد به سربازانش می گفت كه فاتح كبیر نمی تواند یك پرنده

ی ساده را مهار كند.

این بار شمشیر از غلاف بیرون كشید، جام را برداشت و شروع كرد به

پر كردن آن. یك چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین.

همین كه جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و

به طرف او حمله آورد. چنگیزخان با یك ضربه ی دقیق سینه ی شاهین

را شكافت.

جریان آب خشك شده بود. چنگیزخان كه مصمم بود به هر شكلی آب را

بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا كند. اما در كمال تعجب

متوجه شد كه آن بالا بركه ی آب كوچكی است و وسط آن، یكی از سمی

ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان

زندگان نبود.

خان شاهین مرده اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت. دستور

داد مجسمه ی زرینی از این پرنده بسازند و روی یكی از بال هایش حك

كنند:

یك دوست، حتی وقتی كاری می كند كه دوست ندارید، هنوز دوست

شماست.

  و بر بال دیگرش نوشتند:

 هر عمل از روی خشم، محكوم به شكست است

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 12:16  توسط احمد  | 

ای زلال ِزندگی باچشم ِزیبایت زلال


آرزوی عاشقان درقد وبالایت زلال


چشمه ی خورشید،باغ ِنسترن، رنگین کمان


هرسه درمهتابی ِبی نقص ِ سیمایت زلال


پای تاسرباغ ِگل، خوشبوترازباغ ِ بهشت


غنچه باران ِ بهارستان ِ لب هایت زلال


تک درختِ قامتت پرمیوه های رنگ رنگ


سیب وانگوروانارت مست وخرمایت زلال


قامت نازت بریمی، خنده ات ریس ِ شکر*


پنگِ کبکابِ توپرشهد وسراپایت زلال**


حیفم آید تا ببندم برقدت پروندِ دست***


بس که گلبرگِ توشیرین است واعضایت زلال


برازجان- 3/4/1390


شعر از محمد غلامی شاعر بزرگ دشتستان وبنار آبشیرین
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 11:24  توسط احمد  | 
عسل چربی های اطراف قلب را آب می کند
خواص و مواد موجود در عسل:
عسل از قديمي ترين و نخستين شيرين كننده هايي است كه انسان استفاده كرده است و شامل قندهايي چون گلوكز، فروكتوز، مواد معدني همچون منيزيم، پتاسيم، كلسيم، كلريدسديم، گوگرد، آهن و فسفات است. در ضمن اينكه ويتامين هايي همچون B1 ، B2 ، B6 ، B3 ، B5 و C نيز براساس كيفيت و نوع عسل به نسبت هاي متفاوت در آن ديده مي شود.
علاوه بر موارد ذكر شده در حد كمي مس، يد و روي نيز در عسل وجود دارد. به همين جهت در حال حاضر زنبورهاي عسل يكي از بخش هاي اساسي و اصلي اقتصاد كشاورزي سالم به حساب مي آيند. از ويژگي هاي مهم عسل خاصيت ميكروب كشي آن است. عسل يك ضدعفوني كننده طبيعي است. تحقيقات انجام شده در سال هاي اخير نشان مي دهد كه گذاشتن آن بر روي زخم ها مانع عفونت مي شود. از آنجايي كه عسل حاوي مواد آنتي باكتريايي است مي تواند بخوبي باعث بهبود زخم ها شود.
زنبور عسل پيش از رسيدن به كندو در بين راه مقداري از آب شهد را جذب مي‌كند و چون شهد گل‌ها حاوي "50" تا "80" درصد آب است،‌ با اين عمل ميزان رطوبت عسل را به حدود 17 تا حداكثر25 درصد مي‌رساند، يعني حدودا از هر سه گرم شهدي كه زنبور عسل به كندو مي‌آورد، يك گرم عسل به دست مي‌آيد. البته عسل مناطق شمالي كشور به علت بالا بودن رطوبت هوا از آب بيشتري برخوردار است و لذا آبكي مي‌باشد، ولي عسل مناطق كوهستاني از آب كمتري برخوردار مي‌باشد.
زنبور عسل نوعي از آنزيم دياستاز به نام انورتاز را نيز به شهد اضافه مي‌كند كه اين آنزيم به همراه مواد قندي و نشاسته‌اي كه چهار پنجم وزن عسل را تشكيل مي‌دهند، عامل اصلي متبلور شدن يا شكرك ‌زدن عسل به شمار مي‌روند. لذا اين باور كه عسل غيرطبيعي شكرك مي‌زند صحيح نيست، بلكه دليل متبلور شدن و رسوب دادن عسل طبيعي وجود دياستاز و همچنين كربوهيدرات ها مي‌باشد. دياستاز، ‌ذرات خيلي ريز عسل را به خود جذب كرده و باعث ته‌نشين شدن آن مي‌شود. مقدار گلوكز عسل هر چه بيشتر باشد، زودتر متبلور و ته‌نشين مي‌شود. اين خاصيت فقط در عسل‌هاي طبيعي و غيرتقلبي ديده مي‌شود، زيرا تنها عسل‌هاي طبيعي حاوي دياستاز هستند. مدت زمان شكرك زدن يا متبلور شدن عسل بسته به نوع گل متفاوت است و حتي در مورد عسل اقاقيا به چهار سال هم مي‌رسد. در كشورهاي اروپايي عسل سفت شده و متبلور شده را بيشتر مي‌پسندند.
تشخيص عسل طبيعي و غيرطبيعي از طريق مزه كردن غيرممكن است. براي مصرف كننده يك راه بيشتر وجود ندارد و آن هم استفاده از ابزارهايي است كه بدن در اختيارش گذاشته است. با چشمانش شكل ظاهري عسل را ارزيابي مي‌كند، با بيني‌اش آن را بو مي‌كند و با زبانش آن را مزه مي‌كند.
اگر مجموعه خصوصيات باب طبعش بود و اگر عسل عطر و طعم گل‌ها را داشت، آن عسل واقعي است و ارزش آن را دارد كه بهايش را در حد معقول بپردازد. لازم به ذكر است مزه، عطر، طعم، رنگ و بوي عسل فقط مربوط به گل هر منطقه مي‌باشد و به نژاد زنبور عسل بستگي ندارد. نوع نژاد فقط در پركاري و كم‌كاري تاثير دارد.»
همان طور كه قبلا اشاره شد چهار پنجم وزن عسل را كربوهيدرات‌ها تشكيل مي‌دهند و بقيه آن عبارت است از: پروتئين، املاح معدني، عناصر معطر، آنزيم‌ها، ويتامين‌ها، گرده گل و آب .
هر 100 گرم عسل 330 كيلوكالري انرژي توليد مي‌كند. لذا عسل، غذايي مقوي و انرژي‌زاست و به كمك دياستازهايش چربي‌هاي اطراف قلب را آب مي‌كند. به همين دليل مصرف آن به سالخوردگان و بيماران قلبي توصيه مي‌شود.
چگونه عسل در درمان زخم ها مؤثر است؟
زماني كه عسل با رطوبت بدن تماس پيدا مي كند. آنزيم گلوكز اكسيداز كه توسط زنبورها در عسل ايجاد شده است به آرامي آزاد مي شود و پراكسيد ئيدروژن ضد عفوني كننده به ميزان زيادي آزاد مي شود و مي تواند در حدي كه به خود بافت آسيب نرساند، باكتريها را نابود كند. در ادامه با جذب مايعات و مواد مقوي به منطقه آسيب ديده باعث رشد سلولي و جلوگيري از خشك شدن زخم مي شود.
فعاليت استميك عسل باعث حضور يك لايه از مايع بين بافتها و بانداژ مي شود و باعث مي شود در هنگام نياز بدون درد جابه جا شود و سلولهاي جديد پاره نشود. به همين جهت در برخي بيمارستانهاي دنيا براي درمان زخم بستراز تركيبات آن استفاده مي شود.
ويژگي های منحصر به فرد:
1_ به راحتي هضم مي شود: مولكول هاي قند موجود در آن مي توانند به راحتي به ساير قندها تبديل شوند، به همين جهت حتي حساس ترين معده ها نيز مي تواند آن را به سادگي هضم كند.
2_ منبع بسيار خوبي از آنتي اكسيدان است: نقش بزرگي در جلوگيري از سرطان و همچنين بيماريهاي قلبي دارد.
3_ سطح كالري آن پايين است: در مقايسه با ساير مواد قندي ۴۰% كمتر كالري دارد، هرچند انرژي آن بسيار بالاست، اما به وزن بدن شخص اضافه نمي كند.
4_ به سرعت در خون پخش مي شود: وقتي با ميزان مناسبي آب مخلوط شود. پس از ۷ دقيقه در جريان خون پخش مي شود و با آزادسازي ملكول قند به عملكرد بهتر مغزكه اصلي ترين مصرف كننده قند در بدن است، كمك مي كند و مانع بروز خستگي مي شود.
5_ در سلامت و ساخت عوامل خوني مؤثر است: بخش مهمي از انرژي مورد نياز براي اين مورد تأمين مي كند، به علاوه باعث تميز شدن خون مي شود.
دارچين و عسل را با هم بخوريد :
مخلوط عسل و دارچين درمان كننده بسياري از بيماري ها در زمان قديم و حال مي باشد.
امروزه دانشمندان بر اين عقيده هستند كه عسل با وجودي كه شيرين است، اما اگر در مقدار معين مصرف شود حتي براي بيماران ديابتي هم مضر نمي باشد.
مجله معروفي در كانادا به نام Weekly World تعداد 95 نوع بيماري كه توسط عسل و دارچين درمان شده اند را نام برده است.
در اين مقاله با عسل و دارچين، درمان كننده بسياري از بيماري ها آشنا مي شويم.
ورم مفاصل
- يك قسمت عسل را در 2 قسمت آب گرم حل كرده و به آن 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين بيافزاييد. خمير حاصله را روي محل درد به آرامي بماليد. درد بعد از 15 دقيقه از بين خواهد رفت.
- همچنين بيماران دچار ورم مفاصل مي توانند، 1 فنجان آب داغ را با 2 قاشق عسل و 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين مخلوط كرده و بنوشند. اين عمل را هر روز بايد انجام دهند تا بيماري شان معالجه شود.
- مطالعات انجام شده روي اين بيماران نشان داده است كه، اگر اين بيماران قبل از صبحانه مخلوط 1 قاشق غذاخوري عسل با 4/1 قاشق چاي خوري پودر دارچين را ميل كنند، درد آنها بعد از 1 ماه از بين خواهد رفت. بيماران مورد مطالعه نمي توانستد راه بروند اما بعد از استفاده از اين روش، توانستند به راحتي شروع به راه رفتن بدون درد كنند.
جلوگيري از ريزش مو
- قبل از حمام كردن، 1 قاشق غذاخوري عسل به همراه با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين مخلوط كرده و روي سر خود بماليد و 5-15 دقيقه صبر كنيد و سپس موهاي خود را بشوئيد.
عفونت مثانه
- 2 قاشق غذاخوري عسل به همراه با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين را در 1 ليوان آب گرم حل كرده و آن را بنوشيد. اين روش باعث مي شود كه ميكروب هاي مثانه را از بين برود.
درد دندان
- 5 قاشق چايخوري عسل به همراه با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين مخلوط كرده و خمير حاصله را روي دندان خراب بماليد. اين عمل را 3 بار در روز انجام دهيد تا دندان خراب و دردناك درمان شود.
كلسترول
- 2 قاشق غذاخوري عسل به همراه با 3 قاشق چاي خوري پودر دارچين را در مقداري برابر 2 ليوان چاي حل كرده و آن را بنوشيد. بدين وسيله بعد از 2 ساعت كلسترول خون به اندازه 10درصد پايين مي آيد.
- تحقيقات اخير نشان داده است كه مصرف عسل خالص در درمان بيماران مبتلا به كلسترول بسيار مفيد است.
سرماخوردگي
- به مدت 3 روز از مخلوط 1 قاشق غذاخوري عسل گرم با 4/1 قاشق چايخوري پودر دارچين استفاده كنيد. اين روش براي درمان سرفه مزمن، سرماخوردگي و سينوزيت به كار مي رود.
- عسل محتوي مواد مفيد طبيعي است و به اين ترتيب از آنفلوآنزا و سرماخوردگي جلوگيري مي كند.
معده درد
- مخلوط عسل و پودر دارچين ، درمان كننده درد معده، زخم معده و نفخ مي باشد.
بيماري قلبي
- خمير عسل و پودر دارچين را تهيه كنيد و آن را بر روي نان به جاي مربا قرار دهيد. اين روش را به طور مرتب به عنوان صبحانه ميل كنيد.
- اين روش باعث پايين آوردن كلسترول، كاهش ضربان قلب، به راحتي نفس كشيدن، بهتر شدن جريان خون و جلوگيري از بيماري قلبي مي شود.
بهبود سيستم ايمني
- استفاده روزانه از عسل و دارچين باعث حفاظت بدن از باكتري و ويروس مي شود.
- عسل، محتوي مقدار زيادي ويتامين و آهن مي باشد و بدن را مقاوم مي كند.
- استفاده روزانه از عسل، باعث عملكرد بهتر گلبول هاي سفيد خون مي شود و درنتيجه بهتر با ويروس ها و باكتري هاي وارد شده به بدن مي جنگد.
سوء هاضمه
- قبل از هر وعده غذا، پودر دارچين را روي 2 قاشق غذاخوري عسل بريزيد. اين كار باعث مي شود كه اسيد معده ترشح شود و غذاي وارده به معده را هضم كند و از سوء هاضمه جلوگيري كند.
آنفلوآنزا
افزايش طول عمر
- نوشيدن چاي با عسل و پودر دارچين از بين برنده پيري زودرس مي شود.
- 4 قاشق غذاخوري عسل و 1 قاشق پودر دارچين را در 3 فنجان آب حل كرده و بجوشانيد و مانند چاي ميل كنيد. 4-3 بار در روز به مقدار 4/1 فنجان بنوشيد تا پوستي لطيف و نرم داشته باشيد.
تاول
- 3 قاشق غذاخوري عسل با 1 قاشق غذاخوري پودر دارچين مخلوط كرده و قبل از خواب، روي تاول بگذاريد و صبح مخلوط ماليده شده بر روي تاول را با آب گرم بشوييد. اگر اين كار را به مدت 2 هفته هر روز انجام دهيد، تاول را از ريشه از بين خواهيد برد.
عفونت پوستي
- تمام عفونت هاي پوستي و اگزما با استفاده از عسل و پودر دارچين درمان مي شوند.
كاهش وزن
- 1 فنجان آب،عسل و پودر دارچين را هر روز و قبل از صبحانه با معده خالي بنوشيد.
- اگر مخلوط گفته شده را هر روز بنوشيد، از تجمع چربي در بدن جلوگيري كرده و باعث كاهش وزن مي گردد.
سرطان
- عسل و دارچين، درمان كننده سرطان هاي معده و استخوان شناخته شده است.
- براي 1 ماه و 3 بار در روز، 1 قاشق غذاخوري عسل با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين را براي جلوگيري از سرطان مصرف كنيد.
گرسنگي
- مطالعات اخير نشان دهنده اين است كه شكر عسل نه تنها مضر نيست، بلكه بسيار مفيد مي باشد.
- مقدار مساوي از عسل و دارچين جلوي گرسنگي را مي گيرد.
- 2/1 قاشق غذاخوري عسل در 1 ليوان آب و مقدار كمي پودر دارچين، باعث مي شود كه سرزنده تر و داراي انرژي بيشتر باشيد.
تنفس بد
- صبح ها 1 قاشق چاي خوري عسل و دارچين را با آب گرم مخلوط كرده و بنوشيد.

--
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 10:3  توسط احمد  | 

شخصی چهار زن داشت وقتی بیمار شد خواستند او را از بالای بام به زیر آورند دو دست او را دو زن و دو پای اورا دو زن

دیگر گرفتند و از بام به زیرش می آوردند دیدند آن مرد سر خود تکان می دهد و چیزی می گوید پرسیدندش که چه می

گویی  گفت فکر می کنم که اگر از این مرض خلاص شوم یک زن دیگر بگیرم که هر وقت نا خوش احوال شدم سرم

بگیرد که زمین نخورم چون زنها این سخن را شنیدند همه ناراحت ومتغییر شدند وبه یکباره هر دو دست وپای اورا  ول

کرده وبیمار از بام به روی پله ها افتاد سر وپای او در هم شکست ودر دم جان بداد



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 10:46  توسط احمد  | 
ای چشم ودل وزبان بریده

                              مانند  تو  بی حیا که  دیده

مستی وخودت خبر نداری

                             آفت  زده ی  دل   بهاری

هر گاه که شکم عیا ن نمایی

                            صد فتنه ز بطن خود  بزایی

آراسته ای ولی خرابی

                          آبی  خنکی  ولی  سرابی

بس دل که پی ات به حرکت آید

                       آید  پیی تو  و  پر  گشاید 

آنگه که دلی اسیر گردد

                      ماتم  زده  و فقیر  گردد

یک  عمر  خودت عذاب کردی

                      چشم ودل وجان بخواب کردی

تا  دل ببری  ز دلبرستان

                      صد  عشوه کنی به باغ وبستان

مانند  تو دشمنی ندیدم

                        در  باغ تو  من گلی  نچیدم

زیباتر از آن  که می نمایی

                        در مذهب  خویش  بی وفایی

یک  روز به کام دل  بگردی

                       یک  روز   نوید  آه  و  دردی

یک روز شوی  چو ابر رحمت

                        یک روز شوی بلا  و نکبت

یک  روز  عزیز و  نازنینی

                        یک  روز دلی  به خون نشینی

این  راه که تو  می دهی نشانم

                       غربت  زده ام  و  بی   مکانم

دنیا نه شریک  درد  مایی

                        بهر  تن  ما   دهن   گشایی

امید  به ظاهرت  نداریم

                        زلف  ورخ  تو به خود گذاریم

شعر ازغلامرضاحسینی (دیر)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 10:39  توسط احمد  | 
 رویداد مرگبارترین طوفان در آمریکا


طوفان و گردباد شدید معروف به تورنادو در اواخر روز دوشنبه گذشته در جنوب آمریکا آغاز شد و ایالت های تنسی، میسی سی پی، جورجیا، آرکانزاس، ویرجینیا، لوییزیانا، کنتاکی و آلاباما را درنوردید. این طوفان کم سابقه و سهمگین در هشت ایالت آمریکا بیش از سیصد کشته، صدها زخمی و میلیاردها دلار خسارت برجای گذاشته است.

بر اساس آخرین آمار، این طوفان ویرانگر در هشت ایالت آمریكا تاكنون 350 كشته و بیش از 700 مجروح بر جای گذاشته است. طوفان بیشترین خسارت را به آلاباما وارد کرد و تنها در این ایالت جان 204 نفر را گرفت. یکی از افرادی که از این طوفان شدید جان سالم بدر برده است می گوید:"جهنم، دقیقا جهنم. نمی توان طور دیگری آنچه گذشت را توصیف کرد. جهنم را به چشم خود دیدم اما اگرچه همه چیزم را از دست دادم اما خدا را شکر که زنده ام."

وقوع طوفان و گردباد در مناطق جنوب و غرب میانه آمریکا عادی است اما در طول تقریبا چهل سال اخیر و بعد از طوفان سوم آوریل سال 1974 میلادی، طوفان و گردباد اخیر مرگبارترین طوفان آمریکا توصیف می شود. در این حادثه صدها خانه، واحد تجاری، وسایل نقلیه و منابع آبی ویران شدند.

طوفانی که در هفته گذشته در آمریکا رخ داد، یکی از قوی ترین طوفان ها محسوب می شود. ایالات آلاباما در این جریان بیش از سایر مناطق آسیب دیده است. در حال حاضر، میلیون ها نفر از اهالی این مناطق به خاطر قطع جریان برق، در خاموشی بسر می برند.

در ادامه این ایمیل تصاویری از تخریب های صورت گرفته در تورنادوی اخیر آمریکا را می بینید.



 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 11:28  توسط احمد  | 

تعبیر خواب آنلاین

تعبیر خواب